ذبيح الله صفا
1019
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
جانسوز در رثاء او پرداخت و اين مصيبت چنان در او اثر كرد كه بگفتهء دوستش تقى الدين اوحدى « ديگر كمر حيات نتوانست راست كرد » و بعد ازين واقعه بيشتر در موطن خود كمره بسر مىبرد تا درگذشت . سال مرگش در شاهد صادق 1029 و در تذكرهء نصرآبادى 1030 و در ايضاح المكنون فى الذيل على كشف الظنون ، سرو آزاد ، و نتايج الافكار 1031 ضبط شده است . وى را همهء نويسندگان احوالش بنيكخويى و صفا و انصاف و نيكرفتارى با خاص و عام وصف كرده و سليقهاش را در سخنورى ستودهاند . سخنش روان و دور از ابهامها و تعقيدهاى لفظى و معنويست . مقصود خود را بسادگى و رها از هرگونه تكلف بيان مىكند . هم قصيدهسراست و هم غزلگوى ، و اگرچه تعليمات مدرسهيى او در كلامش بىتأثير نمانده است ولى در غزلش شور و حال و بيتهاى مضموندار پرمعنى بسيارست . قصيدههايش در ستايش پيامبر و امامان و شاه عباس اول و حاتم بيگ و مرشد قليخان و امام قليخان و بعضى ديگر از سران عهد شاه عباس است . از اثرهاى او نخست تلخيصى است از قسمت متقدمين از خلاصة الاشعار مير تقى الدين كاشانى كه ازين راه تذكرهيى نو پديد آمده است . - دوم ديوان قصيدهها و تركيبها و غزلها و قطعهها و رباعيهاى اوست كه از پنجهزار بيت در مىگذرد و از آن نسخههايى در ايران و انيران پراگنده است ، از آن جمله سه نسخه بشمارههاى 5528 و 5389 و 4881 در كتابخانهء ملى ملك و نسخهيى در كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار و نسخهيى بشمارهء 3505 . Or در كتابخانهء موزهء بريتانيا . در ديوانش جز آنچه گفته شد معما و مرثيه و تاريخ نيز ديده مىشود . بعضى از مؤلفان ، خاصه آنان كه در ذكر حال عالمان مذهبى كتابهايى پرداختهاند ( مانند صاحبان روضات الجنات ، الذريعه ، ريحانة الادب و كسانى كه از آنان پيروى كردهاند ) ، بسبب تشابه اسمى ، اين « نقى » شاعر را با عز الدين على النقى مشهور بشيخ على نقى بن شيخ ابو العلا محمد هاشم طغايى كمرهيى ( م 1060 ) اشتباه كردهاند . اين شيخ عز الدين على نقى كمرهيى كه درست